تبليغاتX
خرداد پر حادثه

خرداد پر حادثه

بازی تنفیذ به هم ریخت، دولت کودتا حکومت نظامی برقرار کرد

کل تهران سراسر اعتراض است

از خیابان ولیعصر تهران در محدوده‌های مرکزی و شمالی شهر خبر می‌رسد که به‌رغم حضور پرتعداد نیروهای انتظامی و شبه نظامی که نوعی «حکومت نظامی» پدید آورده است، گروهی از معترضان با نیروهای حاضر در صحنه درگیر شده‌اند و به خصوص در حوالی میدان ونک درگیری‌ها بسیار شدید گزارش شده است.

به گزارش خبرنگاران «موج سبز آزادی» از سطح شهر تهران، امروز در دهها نقطه سراسر تهران از جمله میادین اصلی و تقاطع‌های پرترافیک شهر، به ویژه در محدوده چهارراه ولیعصر و میدان ولیعصر تا میدان فاطمی و از انتهای عباس‌آباد تا میدان ونک، نیروهای پلیس ضد شورش به همراه نیروهای بسیجی و لباس شخصی حضور بسیار پررنگی دارند؛ طوری که برخی شاهدان عینی تعداد آنها را در مواردی حتی بیشتر از روز 30 خرداد گزارش کرده‌اند.

همچنین شاهدان عینی از حضور چندین خودروی انتظامی و ضد شورش و دهها نیروی لباس شخصی جلوی وزارت کشور در خیابان فاطمی و همچنین صداوسیما در خیابان ولیعصر خبر داده‌اند. گزارش‌های رسمی نیز از حضور مهدی کروبی در جمع معترضان در انتهای خیابان عباس‌آباد و تقاطع ولیعصر خبر داده‌اند.

مجموعه گزارش‌های موجود حاکی است از حدود ساعت 5 بعدازظهر جمعیتی در حدود دو هزار نفر در میدان ونک با سکوت و بدون سر دادن هیچ شعاری تجمع کردند. حضور پرتعداد نیروهای انتظامی و شبه نظامی مانع از آن شد که از این جمعیت کاری بیشتر از قدم زدن برآید؛ تا آنکه در حدود ساعت 7 بعدازظهر که تعداد جمعیت حاضر در میدان ونک به بیش از پنج هزار نفر رسیده بود، نیروهای ضدشورش و بسیجی با باتوم شروع به حمله به مردم معترض کردند و جمعیت را به سمت خیابان ولیعصر به سمت جنوب، راندند.

بر اساس این گزارش‌ها، در این زمان چند هزار نفر با سر دادن شعار در خیابان ولیعصر از میدان ونک به سمت جنوب حرکت کردند و این در حالی بود که همزمان گروههایی از مردم نیز در میدان ولیعصر، میدان فاطمی و حوالی پاک ساعی تجمع کرده بودند. اما دقایقی بیشتر طول نکشید که موتورسوران بسیج و ضد شورش به سمت مردم معترض حمله کردند و همه حاضران در پیاده‌روها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه در محدوده میدان ونک و نیز در حوالی میدان ولیعصر، معترضان نیز در مواردی با پلیس و بسیجیان درگیر شده‌اند و طرفین به سنگ‌پراکنی علیه یکدیگر پرداخته‌اند. از محدوده‌ی بزرگراه حقانی و چهارراه جهان کودک نیز گزارش‌هایی مبنی بر درگیری‌های شدید، وجود دارد. از میدان ولیعصر و تقاطع خیابان حافظ نیز گزارش‌های مشابهی وجود دارد.

گزارش‌های دیگری نیز رسیده که حاکی از شلیک گاز اشک آور در خیابان ولیعصر تهران در حوالی میدان ونک و آتش زدن سطل‌های پلاستیکی زباله توسط مردم برای خنثی کردن اثر گاز اشک‌آور است. همچنین گزارش شده که صدها موتورسوار ضد شورش و بسیجی در حال حرکت به سمت میدان ولیعصر و میدان ونک دیده شده‌اند. در حوالی میدان فاطمی تا ابتدای خیابان شهید مطهری نیز درگیری‌های شدیدی گزارش شده است.

 از میدان آزادی نیز گزارش رسیده که گروهی به صورت خودجوش و بدون قرار قبلی تجمع کرده و به سمت میدان انقلاب حرکت کرده‌اند. در نقاط دیگری از مرکز و جنوب شهر از جمله خیابان جمهوری و فلکه نازی‌آباد نیز ناآرامی و وضعیت ملتهب گزارش شده است.

در همین حال خبر می‌رسد که در حدود ساعات 7 تا 9 عصر در بسیاری از شاهراه‌ها و تقاطع‌های کلیدی شهر تهران از جمله پارک‌وی، چهارراه ولیعصر، آزادی تقاطع نواب، بلوار کشاورز، خیابان شهید بهشتی، اتوبان حقانی، اتوبان ملاصدرا، بزرگراه چمران و ... ترافیک شدیدی وجود داشته است. در بسیاری از نقاط پرترافیک شهر نیز صدای بوق شدید خودروها که نوعی نماد اعتراضی است، به چشم می‌خورد.

گزارش‌ها همچنین نشان می‌دهد که همچون تظاهرات و اعتراضات یک ماه و نیم گذشته، دختران و زنان در شعارها حضور فعال داشته و پیشتاز بوده‌اند.

از جمله شعارهایی که امروز از سوی مردم معترض داده می‌شده، می‌توان به این موارد اشاره کرد:
دولت جنایت خجالت خجالت
تنفیذ تقلب مبارک مبارک
تقلب جنایت تنفیذتان مبارک
دیکتاتور حیاکن مملکتو رها کن
مرگ بر دیکتاتور
رهبر دیکتاتور خجالت خجالت
دولت کودتا استعفا استعفا
ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد
اعتراف شکنجه دیگر اثر ندارد


همچنین گزارش شده که مردم به خاطر حضور نیافتن هاشمی و خاتمی در مراسم نمایشی تنفیذ، شعارهایی در حمایت از این دو چهره سیاسی سرمی‌دادند؛ شعارهایی همچون:
هاشمی خاتمی تشکر تشکر
و: هاشمی هاشمی حمایتت می کنیم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

نامه همسر جلایی‌پور به بهزاد نبوی

فاطمه شمس عضو هسته مرکزی پویش موج سوم و همسر محمدرضا جلایی‌پور مسئول و سخنگوی کمپین حمایت از موسوی و خاتمی که این روزها ناجوانمردانه در زندان است در نامه‌ای به بهزاد نبوی و با اشاره به انتشار خاطرات چریک پیر اصلاحات و شکنجه‌هایی که بر او در زندان‌های ساواک رفته است او را نمادی برای مقاومت نسل امروز دانسته است. به گزارش «نوروز» متن این نامه به شرح زیر است:


نامه‌ای به چریک پیر اصلاحات، بهزاد نبوی


آقای نبوی سلام

راستش را بخواهید، درست نمی‌دانم چه باید بنویسم و اصلا نمی‌دانم چه می‌خواهم بنویسم. فقط می دانم در مقابل آنچه دیروز و دیشب خواندم و شاهد بودم نمی‌توانم سکوت کنم. دیروز بخشی از خاطراتتان در زندان ساواک که در سایت‌ها منتشر شده بود را خواندم. فهم و تجسم خط به خط و کلمه‌به ‌کلمه‌اش برای منی که یک روز از آن روزها را تجربه نکرده‌ام بسیار دشوار و باورنکردنی بود. داستان سیانور خوردن شما در زندان برای اینکه مجبور به اعتراف نشوید و اینکه ساعت‌ها با پای برهنه در سلولتان راه می‌رفتید تا کف پایتان پینه ببندد و تحمل شلاق‌های شکنجه‌گران برایتان راحت‌تر شود، برایم بسی غریب بود. به قصه‌ای می‌مانست. اما قصه نبود. حقیقت داشت. اتفاق افتاده بود. آن هم نه برای کسی که من نمی‌شناسم.

از دیروز که خاطراتتان را خوانده‌ام از خودم بارها پرسیده‌ام آرمانتان مگر چقدر مقدس و مهم بود که حاضر بودید به خاطر تحقق یافتنش از جان خود هم بگذرید و سیانور بخورید؟ از خودم پرسیدم چند نفر از مدعیان بی‌شمار امروز، آن روزها مثل شما آن‌چنان جان بر کف و فداکار، حاضر بودند جانشان را فدای آرمانشان کنند؟ راستش را بخواهید جواب روشنی برای سوالاتم نیافتم. جواب دیگران هم یا سکوت بود و یا سکوت!!

آقای نبوی عزیز

من عمرم کفاف به یاد آوردن روزهای شکنجه و اسارت شما در زندان ساواک را نمی‌دهد. یادم هم نمی آید حتی وقتی که انقلابی که شما حاضر بودید برای به وقوع پیوستنش از جانتان بگذرید، چگونه رخ داد. در این باره آموزگاری جز تاریخ، چه مکتوب و چه شفاهی نداشته‌ام..

اما آنچه دیشب با چشمان خودم دیدم، واقعی بود. نه کتاب بود و نه نقل سینه به سینه از بزرگتر‌ها بود و نه هنوز به تایخ پیوسته است. من با چشمان خودم، نگاه هوشیار و مضطرب و چهره نجیب شما را در بیدادگاهی که به دست سست عنصران و با چینشی چندش‌اور برپا شده بود دیدم. من با چشمان خودم دیدم که شما دستتان را زیر چانه‌ زده بودید و با حسرت و اندوهی عمیق گویی لحظه‌لحظه شکنجه‌های زندان ساواک را به یاد می‌آوردید و آن آرمانی که سال‌ها به خاطرش استقامت کرده بودید را بر باد رفته می‌دیدید. قطعا هم‌سنگران شما که در آن دادگاه حضور داشتند، بنا به تجربه زیسته مشترکی که با شما دارند، دردهای دلتان را از من جوان بهترمی‌فهمند. اما آقای نبوی! باور کنید برای من هم سخت بود که مردان بزرگ و نیک‌سرشت سرزمینم را در لباس مجرمین ببینم، در سکوتی غمگین، خیره شده به وقاحتی که پرده‌‌ها را مدت‌هاست دریده و بی‌افسار در حال تاختن است. نمی‌شد چهره معصوم و نجیب و نگاه نگرانتان را دید و ساکت نشست. نمی‌شد شما را آنچنان آرام و اندوهگین دید و نپرسید به کجا رسیده‌اند این مدعیان عدالت‌گستری و مهرورزی که مجرمان دادگاهشان عده‌ای انسان پاک و شریفند؟ به راستی چطور رویشان شد شما را در آن لباس بنشانند و با وقاحت تمام تصویرتان را به عنوان سردسته اغتشاشات پخش کنند؟ درمانده‌ام از این همه دریدگی و پرده‌دری.

گاهی برای احساس سنگینی بار بعضی لحظات، لازم نیست که عمری بر آدم بگذرد یا در وضعیتی مشابه قرار گرفته باشد. گاهی تنها یک نگاه یا یک جمله کفایت می‌کند که درد تا مغز استخوان آدم را بسوزاند. نگاه آرام، خسته، نگران و هوشیار شما در دادگاه دیشب از آن دست نگاه‌ها بود که آتش به دل می‌زد و حرف‌ها داشت و آن اعتراف دلنشین‌تان هم از آن جمله‌های تاریخ‌ساز، وقتی به جای اعتراف گفتید: «من به موسوی خیانت نمی‌کنم»! چه می‌توان گفت یا نوشت در برابر این جمله، جز اینکه انسان در برابر گوینده‌ دلیرش کلاه از سر بردارد؟ در کلاس درس شما هنوز که هنوز است نسل ما باید الفبای جسارت و شجاعت را بیاموزد مرد بزرگوار!


آقای نبوی مهربان و نجیب


می‌دانم چقدر سخت بود برایتان که آرام بنشینید و به آن صحنه‌پردازی مضحک بنگرید و دم بر نیاورید. این را هم خوب می‌دانم که بر دل همسر مهربان و صبورتان چه رفت وقتی پاره تنش را بعد از ۵۰ روز درمقابل دوربین‌های دادگاه دروغ دید. شرح عاشقانگی‌های پاک و مقدس شما و همسر عزیزتان و دیدن آن صحنه‌ها و تجسم اینکه چه بر دل آن زن بزرگوار رفت، حتی نفس کشیدن را هم برایم سخت می‌کند. شاید چون به درد مشابهی دچارم و در برابر این همه دریدگی و بی‌شرمی افسارگسیخته‌ای که گریبان نیک‌سیرتان کشورم را گرفته مستاصل و اندوهگینم. تجربه‌ام و آبدیدگی‌ام به قدر شما و همسر بزرگوارتان نیست. اما از خود شما و منش‌تان یاد گرفته‌ام که ناامیدی معصیت است. باور کنید گاهی پیدا کردن نقطه‌ای روشن در این روزها سخت می‌شود. دوستانم یا به زندان افتاده‌اند، یا مخفی‌اند و یا فرار کرده‌اند. دیگر انگار هیچ نقطه ثباتی نیست. در این همه تاریکی پی نور امیدی می‌گشتم که کمی از بار جدایی‌ها و دوری‌ها و درد این وقاحت‌ها کم کند. گفتگوی تلفنی‌ با همسر عزیزتان و پاسخ شنیدنی ایشان را دوباره خواندم و پاسخ همسرتان شد تنها نقطه امید در دلم. جمله ای که مخاطبش تک‌تک چهره‌های خسته دادگاه دیروز و دادگاه‌های مشابه روزهای آینده‌اند، چه آنان که اعتراف کردند، چه آنان که نکردند و فقط نظاره‌گر بودند: عزیزان!‌ ما هیچ جا بدون شما نمی‌رویم! همین پشت در اوین بهترین جاست! منتظرتان می‌مانیم تا بیایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

در پرونده‌های سیاسی، وکلا هم تحت فشارند

این روزها به دنبال برگزاری دادگاه نمایشی برای سران اصلاح طلبان، موضوع حقوق زندانیان سیاسی بار دیگر در افکار عمومی مطرح شده است. خبرنگار «موج سبز آزادی» با مهرانگیز کار، حقوقدان ایرانی، مصاحبه‌ای انجام داده است که در ادامه می‌خوانید. هرچند این مصاحبه قبل از برگزاری جلسه روز شنبه دادگاه فرمایشی انجام شده، اما حاوی نکات مهمی است که در مورد جلسه نمایشی مذکور نیز به طور خاص مصداق پیدا می‌کند.



مهم‌ترین حقوقی که زندانیان سیاسی از آن محروم هستند، کدام است؟


زندانیان سیاسی از حقوق بسیاری محروم‌اند. ولی اگر بخواهیم اولویت‌بندی کنیم، اولین حق برای یک زندانی سیاسی دسترسی به وکیل انتخابی است و در درجه بعد این که زندانی در محیط و فضایی باشد که جرات این را داشته باشد که نسبت به بازداشت خودسرانه‌اش اعتراض کند. اما دسترسی به وکیل مهم‌ترین حق است، آن هم نه در شرایطی که مرعوب شده باشند و بگویند ما به وکیل احتیاجی نداریم. ما با این قبیل پاسخ‌ها آشناییم. معمولا وقتی زندانیان تحت فشار هستند، به خانواده‌هایشان و دیگران اعلام می‌کنند که حال ما خوب است و به وکیل هم احتیاجی نداریم. چون به آنها این‌گونه القا شده است که اگر وکیل نداشته باشید، ما به آزادی شما کمک بیشتری خواهیم کرد، و در صورتی که وکیل بگیرید کارتان دشوار خواهد شد.


عدم حضور - و نه حتی حرف زدن یا دفاع کردن- وکیل به خصوص در فرایند تحقیقات، دست کسانی را که تحقیق می کنند، باز می‌گذارد تا بتوانند در شرایطی که هیچ شاهدی حضور ندارد، متهم را تحت فشار قرار دهند و ازش اقرار بگیرند. شاهدی که بعدا می‌تواند علیه شرایط و فرایند تحقیقات شکایت کند.


نبودن وکیل در مرحله تحقیقات دست کسانی را که تحقیق می‌کنند، باز می‌گذارد تا احتمالا متهم را کتک بزنند، تهدید کنند، از نظر روانی مرعوبش کنند و تحت انواع فشارها باعث شوند که زندانی طاقتش طاق شود و ببرد و تن بدهد به هر نوع پاسخی که می‌خواهند از زبانش بشنوند.


آیا بر اساس قوانین جمهوری اسلامی متهمان این حق را دارند که در تمام مراحل دادرسی وکیل را در کنار خود داشته باشند؟


بله! از چنین حقی برخوردار هستند. البته باید اشاره کنم که ما در این مورد با دو جور قانون مواجهیم. یکی قانونی است که بازمانده قوانین قبل از انقلاب است. آن قانون، به متهم این حق را می‌دهد که در همه مراحل تحقیقات وکیلش را در کنار خودش داشته باشد. منتهی در مرحله تحقیقات حتی در کشورهای دیگر هم همان‌طور که قبلا اشاره کردم، وکیل حق حرف زدن و دفاع ندارد، ولی حق حضور دارد. و حضور وکیل به این معنا خواهد بود که در فرایند تحقیقات قانون‌شکنی اتفاق نیفتد. وکیل به این ترتیب با حضورش مانع قانون‌شکنی و تحت فشار قرار گرفتن متهمش می‌شود. و سپس در پایان تحقیقات می‌تواند موارد تخلف از قانون را فهرست و در صورتی که حرف یا اعتراضی دارد مطرح کند.


اما از سویی دیگر ما با قانونی دیگر مواجهیم که مصوب مجلسی با اکثریت محافظه‌کار بود و به موجب یکی از مفاد آن، قاضی بنا بر صلاحدید خودش می‌تواند وکیل را در پرونده‌های امنیت ملی و عفت عمومی به مرحله تحقیقات راه ندهد. پس ما با دو قانون مواجهیم. مخالفان اغلب بر این قانون تازه‌تصویب تاکید می‌کنند و استناد می‌کنند به اجازه‌ای که به واسطه این قانون به قاضی داده شده، در حالی که ما همواره می‌توانیم به قانون اساسی‌مان استناد کنیم که اجازه تعیین و حضور وکیل را در همه مراحل دادرسی به متهم می‌دهد.


به این ترتیب پیامدهای پیروی از قانون دوم چه خواهد بود؟


پیامد استناد به این قانون این است که دست آنها را برای گرفتن اقرار از متهمان و درست کردن پرونده‌های قطور باز می گذارد و همه اینها در حالی انجام می‌گیرد که شاهدی حضور ندارد تا بگوید متهم تحت چه شرایطي این حرف‌ها را زده است.


بعد این پرونده به دادگاه فرستاده می‌شود و تازه اینجاست که به متهم اجازه می‌دهند که وکیل بگیرد. وکلا معمولا در چنین مرحله‌ای مواجه می‌شوند با یک پرونده سنگین و کاملا ساختگی که در بعضی موارد حتی از عهده دفاع از آن هم بر نمی‌آیند. و این درحالی است که اگر هم بگویند که من اظهارات موکلم را قبول ندارم و این اظهارات زیر فشار اخذ شده است، خودشان را متهم می‌کنند و حتی ممکن است امنیت حرفه‌ای‌شان به خطر بیفتد.


آیا وکلا برای قبول پرونده‌های سیاسی تحت فشار هستند؟


بله! همان‌طور که می‌بینید، تعدادی از همین وکلا که پرونده‌های این‌چنینی را قبول می‌کردند، امروز در زندان هستند. از طرف دیگر هم قوه قضاییه یک آیین دادرسی عمومی از تصویب گذراند که به موجب آن استقلال وکلا سلب می شود. بر اساس این قانون نه تنها استقلال نیم‌بند کانون وکلای دادگستری سلب می‌شود، بلکه استقلال خود وکلا هم برای این‌که بتوانند وکالت پرونده‌ای را انتخاب کنند، سلب می‌شود. به علاوه حق دفاع مردم هم از آنها سلب خواهد شد و در صورت تصویب این قانون دیگر آنها قادر نخواهند بود هر وکیلی را که می‌خواهند، انتخاب کنند. چون وکیل منتخب آنها هم ممکن است پرونده وکالتش لغو شده باشد، هم ممکن است تحت فشار و ترس اصلا نتواند وکلالت پرونده‌های خاصی را قبول کند، چون می‌داند در صورت قبول این‌گونه پرونده‌ها موقع تمدید اعتبار پرونده وکالتش با مشکل مواجه خواهد شد و بدین ترتيب او شغلش را از دست خواهد داد.


بر پایه این آیین‌نامه کانون وکلا می‌‌رود زیر کنترل قوه قضاییه. البته فعلا اعلام شده که اجرای این آیین‌نامه متوقف شده است، ولی به نظر می‌رسد این به دلیل فشارهای سازمان ملل متحد بوده و به این معنا نیست که برای ابد متوقف شده باشد و به هر شکلی ممکن است آن را دوباره به جریان بیندازند. در نهایت این حکم به این منجر خواهد شد که بتوانند از حضور وکلای خاصی بر سر پرونده‌های خاص ممانعت به عمل بیاورند.


آیا شرایط امروز زندانیان سیاسی با دیروز متفاوت است؟


ببینید، مراعات حقوق زندانیان سیاسی در سیستم‌های حقوقی دنیا اساسا ضروری است. به این معنا که باید با آنها متناسب با شان و حیثیت اجتماعی‌شان برخورد کرد و احتیاج به امکانات بیشتری دارند. ولی مساله ما این است که در قوانینمان متهم سیاسی را به رسمیت نشناخته‌ایم، در صورتی که عملا متهمان سیاسی داریم. اما اگر بخواهیم بگوییم که زندانیان سیاسی ایران امروز وضعیت بدتری نسبت به قبل دارند، نه! وضعیت زندانیان سیاسی همیشه بدتر بوده است. اما خب از طرفی دیگر طبیعی است که وقتی ما با یک چنین بحرانی مواجه می‌شویم و ناگهان این تعداد از افراد را بازداشت می‌کنند و مورد سوء ظن قرار می‌دهند و علاقه امنیتی خاصی هم در پی آن است که بگوید اینها همه‌شان از خارج دستور می‌گرفتند و وقتی ما با یک سناریوي از پیش تعریف‌شده مواجهیم، طبیعی است که محیط زندان هم شرایط سخت‌تری را بر آنها تحمیل کند؛ هم از نظر برخورد، هم از نظر امکانات رفاهی، غذایی، هم از نظر ارتباط با خانواده‌هایشان و... بنابراین در شرایط فعلی وضعیت زندانیان سیاسی حتی از چهار ماه پیش هم وخیم تر است، ولی یادمان باشد که اصولا وضعیت زندانیان سیاسی بدتر است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

خيابانهاي زرتشت - انقلاب - آزادي - ولي عصر - عباس آباد - مطهري و ميادين هفت تير - رضايي - ولي عصر و ونك صحنه درگيري گسترده است
درگيري ها به جنوب تهران هم كشيده شده و از نازي آباد هم خبر درگيري به گوش ميرسد
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

مردم به خیابانها آمده اند تا بگویند از امروز مهندس موسوی رسما رئیس جمهور ایران است. این نظام مشروعیتش را از مردم می گیرد نه از خدا. این مردم روزی انقلاب کردند و حاکمان وقت را بر سر کار آوردند و امروز اگر اراده کنند خواهند توانست تا باری دیگر انقلابی دیگر بیافرینند.

در روز تنفیذ حکم رئیس جمهور منتخب حکومت به وسیله رهبر آن مردم در حماسه ای با شکوهتر و میلیونی حکم تنفیذ رئیس جمهور محبوبشان مهندس موسوی را به امضا می رسانند تا باری دگر ثابت کنند این مردم هستند که تصمیم می گیرند نه حاکمان زورگو.آنجا که خانه امام را غصب کرده اند و هیچ یک از اولادش در خانه اش راه نداده اند در جایی دیگر همه با هم اتحادی را می سازیم تا با آن ریشه ظلم را بر اندازیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

در گیریهای گسترده در خیابان ولی عصر ادامه دارد . ساعتی پیش مهدی کروبی نیز به صف تظاهر کنندگان پیوست . 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

تهران در آتش

بنابه گزارشات رسیده از تهران اعتراضات مردم لحظاتی پیش در میدان ونک آغاز شده است که با یورش وحشیانه گارد ویژه مواجه شد.
مردم و جوانان تهران در نقاط مختلف مرکزی تهران در حال تجمع هستند. نقاطی که در آن مردم و جوانان در حال شکل گیری اعتراضات هستند میدان انقلاب ، میدان ولی عصر،فاطمی ،خیابان آزادی و سایر نقاط می باشد. در حال حاضر در میدان انقلاب تعدادی زیادی از جوانان آماده آغاز اعتراضات خود می شوند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.
لحظاتی پیش مردم و بخصوص جوانان در ونک اعتراضات خود را آغاز کردند و اقدام به دادن شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور نمودند.همزمان با آغاز اعتراضات در ونک نیروهای سرکوبگر گارد ویژه لباس شخصی ،سپاه پاسدارن به آنها یورش بردند.
نیروهای سرکوبگرگارد ویژه سپاه پاسداران،بسیج و لباس شخصیها از میدان آزادی تا میدان انقلاب بصورت زیادی مستقر شده اند و آماده یورش بسوی مردم هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

آنها که رفتند و آنها که نرفتند

مراسم تنفیذ دولت کودتا برای اولین بار در 12 سال گذشته، پخش مستقیم نداشت. اما در تصاویری که از این مراسم منتشر شده، بخش‌هایی از حاشیه‌های این نمایش مشخص شده است؛ هرچند این حاشیه‌نویسی مهم نیاز به تکمیل و تصحیح دارد.


- احمدی‌نژاد این دفعه دست رهبر را نبوسید، عبای روی شانه‌اش را بوسید. خبرگزاری ایرنا ادعا کرده که دلیل این کار، سرماخوردگی احمدی‌نژاد بوده است.

- چهره‌های اکثر شرکت کنندگان، مایوس، افسرده و عصبانی به نظر می‌رسید؛ طوری که خبر از اتفاقات مهمی در پشت صحنه‌ی نمایش تنفیذ و شاید قبل از آغاز رسمی آن می‌داد.

- عکسهای این مراسم با تایید دفتر رهبری منتشر شده‌اند و بسیاری از مطبوعات نتوانستند عکاس یا خبرنگار مستقلی را برای حضور در مراسم تنفیذ اعزام کنند.

- غایبان بزرگ نمایش تنفیذ: هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سید حسن خمینی، ناطق نوری

- هیچکس از خانواده‌ی امام هم در این مراسم حضور نداشت.

- هیچ‌یک از نمایندگان اقلیت مجلس نیز در این مراسم دیده نشدند

- اعضای سرشناس مجلس خبرگان که ظاهرا در جلسه تنفیذ حاضر نبودند: ابراهیم امینی، جوادی آملی، واعظ طبسی، رضا استادی، هاشم‌زاده هریسی، حسن روحانی، دری نجف‌آبادی، دستغیب، علی رازینی، طاهری خرم‌آبادی

- چهره‌های سیاسی و اجتماعی که در تصاویر صداوسیما دیده نشدند: عارف، مسجدجامعی، باهنر، احمد توکلی، افروغ، علی مطهری، صفار هرندی، پورمحمدی، محمدباقر قالیباف،

- آنها که می‌توانستند نروند و رفتند: هاشمی شاهرودی، علی لاریجانی، محسن رضایی، عبدالله جاسبی، دانش جعفری، نهاوندیان (اتاق بازرگانی) و ...

- از جمله شخصیت‌های لشکری و کشوری حاضر در مراسم تنفیذ: افشین قطبی، واحدی (مجری صبح بخیر ایران)، احمد نجفی (بازیگر)، محمد مایلی کهن، حسین رضازاده

- هنرمندانی همچون جهانگیر الماسی، محمدرضا شریفی نیا، مجید مظفری و احمدرضا معتمدی در مراسم تنفیذ دولت کودتا همنشین چهره‌هایی نظیر شمقدری، شورجه و سلحشور شدند.

- ایرنا ادعا کرده که کواکبیان و تابش، از نمایندگان اصلاح طلب، هم در این جلسه حضور داشته‌اند. آنها هنوز تکذیب نکرده‌اند 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

مرعشی در گفتگو با روزنامه اعتماد:

مرعشی در گفتگو با روزنامه اعتماد:

ما مشکل را می دانستیم و سربسته می گفتیم

اما مردم دانستند و فریاد زدند ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  | 

این سه روز را در خانه ننشینید. سکوت نکنید.

تنفیذ رئیس دولت کودتا، خشم آحاد ملت را برانگیخته است

زمانی برای «موج آفرینی» جنبش سبز

این سه روز را در خانه ننشینید. سکوت نکنید.

 

فرصت را از دست ندهید. هر کاری که می‌شود، علیه کودتا و دولت پادگانی و رئیس‌جمهور تقلبی انجام دهید. «موج سبز آزادی» در اتحاد با جامعه فعالان فضای مجازی و سایت‌ها و وبلاگ‌های حامی جنبش سبز، از بین انبوه ایده‌های ارسال شده در خصوص روزهای تنفیذ و تحلیف، پنج «موج آفرینی» را برای اجرا در چند روز آینده پیشنهاد می‌دهد.


مشاهده‌ صحنه‌ تنفیذ حکم کسی که با تقلب ۱۱ میلیونی خود را رئیس‌جمهور ملت می‌خواند، برای ملتی که انقلابی چنان شکوهمند و بر پایه عدالت و انصاف را در بهمن ۵۷ آفرید و خود را از زیر یوغ دیکتاتوری بیرون کشید تا به آزادی و استقلال برسد و جمهوری اسلامی را انتخاب کرد تا میزان رای ملت باشد، کم دردناک و خشم‌آفرین نیست. روزی به شب نرسید در این چهل و اندی روز که مردم شریف ایران از خود نپرسند چگونه باید علیه این کودتا که نه فقط بوی تقلب که بوی خون نیز می‌دهد، فریاد اعتراض سر دهند.

 

در این مدت، پیام‌های زیادی از خوانندگان عزیز «موج سبز آزادی» دریافت کرده‌ایم مبنی بر اینکه «چرا سکوت کرده‌اید و کاری نمی‌کنید». ما سکوت نکرده‌ایم؛ منتظر بودیم تا ناباورانه ببینیم کسانی که خود روزی منتخب مردم بودند، آیا واقعا رویی برای ایستادن در برابر مردم و تنفیذ حکم دولت را دارند یا خیر؟ ظاهرا هیچ مجالی برای خوش‌بینی‌ها باقی نمانده است. بسیاری از خوانندگان از طریق پیام‌ها و ایمیل‌هایی که فرستاده‌اند، در تماس با «موج سبز آزادی» از ما خواسته‌اند تا در مورد برنامه‌های اعتراضی سبزها علیه کودتای ننگین ۲۲ خرداد که در این سه روز پیش رو مهر تایید خواهد خورد، اطلاع‌رسانی کنیم. این «موج آفرینی» ها در پاسخ به خواست شما منتشر می‌شود و ما هم به عنوان جزئی از موج بزرگ سبز ایرانیان در این اعتراض ملی به تثبیت کودتا، در کنار شماییم و گزیده‌ی ایده‌هایی را که از برکت خلاقیت شما گرد آمده، اعلام می‌کنیم.


ما هم مثل همه‌ی مردم بر این باوریم که از امروز دوشنبه تا سه روز، میزان خشم ملت خواهد بود. این خشم به خصوص پس از دادگاه نمایشی و چندش‌آور غیرقانونی روز شنبه که در آن جمعی از فرزندان دلسوز و عزیز امام و انقلاب را بی‌شرمانه پای میز محاکمه کشاندند، علنی‌تر و عمیق‌تر شده است. بی‌شک پخش این اعترافات مشمئزکننده و دروغین، درست یک شب قبل از تنفیذ، با این انگیزه بوده است که مشروعیت از دست رفته‌ی مراسم تنفیذ و تحلیف را به آن برگردانند و به خیال خودشان به مردم بباورانند که سران اصلاح‌طلب هم بر اینکه تقلبی در انتخابات صورت نگرفته، هم‌نظرند. دست‌اندرکاران این پروژه ننگین نخ‌نما آنقدر ناتوان و حقیر بودند که برای معتبر ساختن جلسه نامشروع تنفیذ خود هم مجبور به پخش اعتراف چهره‌های اصلاح طلب نظام شدند تا مگر با استمداد از سخنان و چهره‌های آنان مقبولیتی میان مردم کسب کنند.


با آنکه قصد «‌موج سبز آزادی» بر ورود به حیطه پیشنهادهای عملی برای اعتراض نبوده، اما شرعا و اخلاقا بر خود که جزئی از این مردمیم، واجب می‌دانیم در مقابل این اقدامات بی‌شرمانه که یکی پس از دیگری برای به کرسی نشاندن و رسمیت دادن به حرف کودتاگران اتفاق می‌افتد، اعتراضمان را علنی کنیم. مشی «موج سبز آزادی» از آغاز تا به امروز، تبعیت از نظرات، پیشنهادات و انتقادات سازنده مخاطبینش بوده است. امروز که شما از ما خواسته‌اید تا ساکت ننشینیم و اطلاع‌رسانی کنیم، ما نیز خود را ناگزیر به اجابت خواسته‌های کثیری از مخاطبان می‌بینیم.


آنچه «موج سبزآزادی» از این پس بر آن نام « موج آفرینی سبز» می‌گذارد، پیشنهاد‌های عملی است که تنها با کمک و یاری و پشتیبانی مردم غیور ایران امکان‌پذیر و عملی خواهد بود. این طرح‌ها صرفا در جهت زنده نگاه داشتن طنین صدای اعتراض ملت ایران در برابر دولت متقلب کنونی است.


موج آفرینی‌هایی که امروز مطرح کرده‌ایم، همگی بر اساس پیشنهاداتی که در فضای مجازی مطرح شده و مورد یک اجماع نسبی قرار گرفته، اعلام می‌شود. شاید پس از این موج‌آفرینی‌ها را از بر اساس بحث‌هایی که شما در سایت صورت می‌دهید و رای‌گیری پس از آن، اعلام کنیم؛ یا شاید بر اساس طرح‌های اعتراضی که از سوی رهبران اصلاحات مطرح می‌شود، موج‌آفرینی تعریف کنیم. اما آنچه مسلم است، این است که ما سبزها از امروز دیگر ساکت نمی‌نشینیم.


از امروز که روز تنفیذ است، تا روزی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور تحمیلی این کشور باشد، دولت نامشروع او با این «موج آفرینی‌های سبز» مواجه خواهد بود.


سبزهای عزیز ایران!


از همین امروز که حکم دولت کودتا مهر تایید می‌خورد، تازه موج‌آفرینی‌های سبز ما هم آغاز خواهد شد. پس گمان نبرید که این سه روز، پایان حکایت خرداد پرحادثه ۸۸ است. خیر! ما با موج آفرینی‌هایمان در روزهای آینده و چه بسا سال‌های پیش رو، قدرت را به کام این دولت زهر خواهیم کرد؛ و آغازش هم از همین امروز خواهد بود. پس پیش به سوی دریای پرموج و خروشان اعتراض! امید که ساحل آرامش و صلح نزدیک باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سامان  |